۱۰ بازی که باید دو بار بازی کنید

خیلی از بازیها جوری ساخته شدن که یه بار بازی کردنشون کافیه. البته شاید بخواین به خاطر مکانیکهای جذابشون دوباره سراغشون برین ولی خب اصل قضیه رو همون بار اول میگیرین. اما یه سری از بازیها هستن که یه بار بازی کردنشون اصلاً کافی نیست. برای این که همه چی رو بفهمید و تجربه کاملی از بازی داشته باشید باید دوباره و شاید چندباره به این بازیها برگردین. امروز میخوایم درباره ۱۰ تا از این بازیها حرف بزنیم.
شماره ۱۰: Silent Hill 2
بازیهای ترسناک معمولاً یه ویژگی مشترک دارن: کوتاه و خطی هستن. خب این باعث میشه ارزش تکرارشون پایین باشه. اما Silent Hill 2 این معادله رو به هم زده. بازی برای اولین بار سه تا پایان مختلف داره. ولی اگه دوباره برید سراغش، پایانهاش به ۸ تا میرسه. تازه اگه نسخه بازسازی شده جدیدش رو بازی کنید، ۵ تا پایان جدید اضافه شده که فقط توی New Game Plus میتونید ببینیدشون.
حالا این پایانهای جدید چی هستن؟ برای دیدنشون باید یه سری آیتم خیلی خاص توی محیط بازی پیدا کنید که خب، اگه یه گیمر عادی باشید و دنبال چیت نگردید، پیدا کردنشون سخته. ولی اگه آنلاین سرچ کنید، داستان عوض میشه و کارتون رو خیلی راحت میکنه.
از اون جذابتر اینکه بازی توی دور دوم یه ارهبرقی به شما میده که باهاش میتونید هر موجود عجیبی رو که دیدین نصف کنید. خلاصه این که این بازی رو یه بار بازی میکنید ولی برای تجربه کامل باید برگردید و دوباره امتحانش کنید.
شماره ۹: Armored Core VI
بریم سراغ یه بازی دیگه از FromSoftware. اسم این استودیو که میاد، یاد بازیهایی مثل سری Dark Souls و Elden Ring میافتیم. همیشه یه ویژگی جذاب توی بازیهاشون بوده: حالت New Game Plus. یعنی میتونید بازی رو دوباره شروع کنید ولی این بار با تمام تجربهها و تجهیزاتی که از دور اول به دست آوردین. اما Armored Core VI توی این مورد یه سر و گردن از بقیه بالاتره.
اول از همه وقتی وارد New Game Plus میشید فروشگاه جدیدی باز میشه که کلی تجهیزات تازه داره. حریفهای جدیدی توی مبارزهها ظاهر میشن و حتی مسیرهای جدیدی برای مأموریتها باز میشه. این یعنی عملاً بازی توی بار دوم تغییر میکنه.
یه نکته جالب دیگه اینه که شما توی بازی یه سری تصمیم میگیرید که با کی همراه بشید. حالا توی New Game Plus میتونید مسیر کاملاً متفاوتی رو انتخاب کنید. این کار باعث میشه بعضی از مأموریتها از یه دیدگاه کاملاً متفاوت دیده بشه. پس کلا انگار دارید یه بازی جدید رو تجربه میکنید. علاوه بر اینها، بازی دو تا پایان جدا داره. توی دور اول فقط یکی از این پایانها رو میتونید ببینید، ولی اگه برگردید و دوباره بازی کنید، میتونید پایان دوم رو هم تجربه کنید.
شماره ۸: The Stanley Parable: Altered Deluxe
اگه بخواین The Stanley Parable رو فقط یه بار بازی کنید به احتمال زیاد متوجه جذابیت اصلی بازی نمیشید. بازی رو روشن میکنید، سه چهار تا انتخاب ساده میکنید، توی ۱۰ دقیقه به یه پایان میرسید و خاموشش میکنید. ولی این اصلاً روش مناسبی برای این بازی نیست. بازی The Stanley Parable یه بازی شبیهساز قدمزدنه که پر از مسیرهای مختلفه که به پایانهای مختلفی هم منتهی میشن. برای همین باید چند بار بازی کنید تا همه چی رو ببینید. توی نسخه Altered Deluxe، اگه چند تا از پایانهای بازی اصلی رو تجربه کنید، یه در جدید باز میشه با یه علامت «محتوای جدید» که شما رو به یه منطقه جدید میبره. این بخش جدید اساساً یه نمایشگاه بزرگه به اسم The Stanley Parable 2 که در واقع یه دنباله داخل خود بازیه.
بعد از این که این قسمت رو تموم کردید وارد نسخه عجیب و غریب بازی از New Game Plus میشید. ولی این بار، یه تفاوت مهم وجود داره: یه سطل با خودتون حمل میکنید. حالا قضیه این سطل چیه؟ شاید به نظر یه شوخی بیاد و انگار بازی داره ایده New Game Plus رو مسخره میکنه ولی نگه داشتن این سطل واقعاً گیمپلی و پایانهای بازی رو عوض میکنه. این فقط به معنی دیالوگهای جدید نیست، بلکه به معنی پایانهای کاملاً متفاوتیه که تجربه بازی رو کاملاً تغییر میدن. در حالی که ممکنه به نظر بیاد بازی داره شما رو دست میندازه اما همین جنبههای احمقانه بازی (مثل حمل یه سطل) در نهایت محتوای جدیدی رو به بازی اضافه میکنه که دیدنش واقعاً ارزش امتحان دوباره رو داره.
شماره ۷: The Quiet Man
بذارید همین اول یه چیز رو روشن کنیم: نگفتیم همه بازیهایی که اینجا معرفی میکنیم باید خوب باشن. حرفمون اینه که برای دیدن همه چیز این بازیها باید بیشتر از یه بار بازی بشن. بازی The Quiet Man یه بازی اکشن خیلی بد با داستانی گیجکنندهست که به جای جواب دادن به سوالها، فقط سوالهای بیشتری به ذهن شما اضافه میکنه. فرضیه بازی اینه که شخصیت اصلی ناشنواست پس هیچ صدایی توی بازی وجود نداره. ولی خب خیلی از صحنههای بازی بدون حضور شخصیت اصلی ضبط شدن و این صحنهها انگار برای پخش با صدا ساخته شده بودن و بعداً بیصدا شدن.
اما تنها ایده جالب بازی اینجاست: بعد از این که یه بار بازی رو تموم کردید میتونید دوباره اون رو بازی کنید، ولی این بار با صدا. حالا میتونید بشنوید که شخصیتها چی میگفتن و داستان واقعاً چی بوده. توی یه بازی بهتر، این ایده واقعاً میتونست جالب باشه ولی توی The Quiet Man بیشتر از این که داستان رو بهتر کنه، گیجکنندهترش هم میکنه. شاید تنها جذابیت بازی این باشه که شما رو کاملاً سردرگم میکنه و به شما این حس رو میده که چه اتفاقی داره میافته.
شماره ۶: Blasphemous
بازی Blasphemous یکی از اون مواردیه که توضیح دادنش کمی پیچیدهست ولی اجازه بدین براتون توضیح بدیم. نسخه اول این بازی یه پایان طلایی داره اما برای دیدن این پایان نیازی نیست New Game Plus رو بازی کنید. با این حال، اضافه شدن New Game Plus با DLC به اسم Stir of Dawn باعث شد که بازی نه تنها داستان متفاوت بلکه گیمپلی کاملاً متفاوتی هم داشته باشه. توی نسخه اولیه وقتی بازی تموم میشد همهچیز همونجا به پایان میرسید. اما حالا میتونید دوباره بازی کنید، ولی این بار با تمام ارتقاهایی که به دست آوردید. البته، دشمنها قویتر شدن و وارد یه سیستم جدید به اسم Penitence میشید.
حالا Penitence چیه؟ این سیستم یه جور چالش جدیده که باعث میشه بازی سختتر بشه. شما باید یکی از سه گزینه رو انتخاب کنید که هر کدوم یه جوری قدرت شما رو کم میکنه:
۱. حملات شما نصف تأثیرگذاری رو دارن.
۲. نوار سلامتی شما به گویهای جدا تبدیل میشه و سریعتر میمیرید.
۳. جریمه مرگ خیلی شدیدتر میشه.
این سیستم بازی رو به شدت سختتر و متفاوتتر میکنه، اما ستاره واقعی این حالت New Game Plus باسهای جدید بازی هستن. ۵ تا باس فوقالعاده سخت به بازی اضافه شدن که فقط بعد از تمام کردن بازی اصلی میتونید باهاشون مبارزه کنید. این باسها فقط وقتی قابل دسترس هستن که یه NPC خاص رو پیدا کنید که فقط با آیتمی خاص ظاهر میشه؛ آیتمی که فقط توی دور دوم بازی به دست میارید. این باسها واقعاً مبارزههایی بیرحمانه هستن ولی ارزشش رو دارن که همه چیز بازی رو از اول تجربه کنید.
شماره ۵: Resistance 1
این یکی از اون بازیهاییه که خیلی کم دربارش صحبت میشه ولی همیشه توی ذهنمون باقی میمونه. بازی Resistance 1 اولین نسخه از این سری بود که روی PlayStation 3 منتشر شد. توی حالت عادی بازی ۹ تا اسلحه توی بخش کمپین پیدا میکنید که یکی از اونها نسخه ارتقا یافته یه مسلسل بیگانهست. ولی چی باعث میشه دور دوم ارزشمند بشه؟ اگه بازی رو دوباره شروع کنید، ۴ تا اسلحه جدید باز میشن که این یعنی یه سوم بیشتر از دور اول. این اسلحههای جدید واقعاً عالی هستن و بازی رو خیلی سرگرمکنندهتر میکنن. هیچ چیز دیگهای توی بازی تغییر نمیکنه اما همین اسلحههای جدید کافیه که دوباره بخواین بازی رو تجربه کنید.
در ضمن این اسلحهها فقط برای تفریح نیستن؛ واقعاً بازی رو بهتر میکنن. با داشتن اونها، مهمات بیشتری برای اسلحههای عادی دارید و تجربه بازی خیلی رضایتبخشتر میشه. البته این که این اسلحهها رو پشت دور دوم قایم کردن یه تصمیم عجیبه ولی اگه بدونید که توی بازی وجود دارن واقعاً ارزش تکرار بازی رو داره. دلیل خاص بودن این موضوع هم اینه که خیلی از بازیهای تیراندازی اولشخص اگه چیزی برای دور دوم اضافه کنن معمولاً یه سری اسلحههای تزئینیه و نه اسلحههایی که بازی رو بهتر میکنن. ولی اینجا داستان فرق میکنه؛ این اسلحهها واقعاً وجود دارن و بدون استفاده از اونها بازی رو کاملا تجربه نمیکنید.
شماره ۴: Dead Space Remake
یه بازی ترسناک دیگه و یه حالت New Game Plus دیگه. نسخه اصلی Dead Space هم به شما اجازه میداد که بازی رو دوباره شروع کنید ولی نسخه بازسازی شده این بازی این ایده رو به سطح بالاتری برده. نسخه بازسازیشده Dead Space یکی از بهترین حالتهای New Game Plus رو ارائه میده. این حالت توی نسخه اصلی هم وجود داشت اما توی بازسازی جدید ویژگیهای بیشتری اضافه شده که تجربه بازی توی دور دوم رو تازهتر و جذابتر میکنه.
اما توی نسخه جدید چی تغییر کرده؟ وقتی بازی رو برای بار دوم شروع میکنید، یه لباس قویتر به شما داده میشه، کلی پول رایگان و چند تا گره قدرتمند برای ارتقا تجهیزات. توی نگاه اول ممکنه فکر کنید این امکانات بازی رو آسونتر میکنن ولی اینطورا هم نیست. دشمنهای جدیدی به اسم Necromorph با پوستی بنفش و چشمهای درخشان وارد بازی میشن که سرعت خیلی بالاتری دارن و خیلی قویتر از نسخههای معمولی هستن. این دشمنها هر لحظه ممکنه ظاهر بشن، پس همیشه باید آماده باشید.
مهمترین ویژگی این حالت پایان مخفی جدیده که فقط توی حالت New Game Plus قابل دستیابیه. برای باز کردن این پایان باید ۱۲ قطعه مارکر که توی کل کشتی Ishimura پنهان شدن رو پیدا کنید و از اونها توی مکان خاصی استفاده کنید. این کار، پایان جدید رو فعال میکنه. اضافه شدن نکات داستانی جدید هم یه مورد دیگهست. علاوه بر پایان مخفی، بخشهای داستانی جدید، ایستراگهای جذاب و گرههای تازهای هم به بازی اضافه شدن که داستان رو عمیقتر و جالبتر میکنن. حالت New Game Plus توی این بازی باعث میشه تجربه دور دوم نه تنها خستهکننده نباشه بلکه هیجانانگیزتر هم بشه. بازی کردن دوباره Dead Space، برخلاف خیلی از بازیها، اصلاً حس تکراری بودن نمیده و تجربه کاملاً متفاوتی داره.
شماره ۳: Alan Wake 2
حالت Final Draft Mode که بعد از انتشار اولیه به بازی اضافه شد، یه نسخه پیشرفته از New Game Plus برای Alan Wake 2 به حساب میاد. این حالت تغییرات زیادی توی داستان ایجاد میکنه و به نوعی پایان واقعی بازی رو به شما نشون میده. برخلاف بازیهایی مثل Batman: Arkham Knight که توی حالت New Game Plus فقط چند تا دشمن جدید یا تغییرات جزئی دارن، Alan Wake 2 با این حالت یه پایان جدید و عمیقتر به شما میده. داستان گستردهتر میشه و اطلاعات بیشتری درباره اتفاقات بازی اصلی به شما داده میشه.
چندین صفحه دستنوشته جدید برای پیدا کردن وجود داره، ویدیوهای تازهای برای دیدن به عنوان شخصیت Alan اضافه شدن و حتی یه شخصیت آشنا از بازی Control هم اینجا ظاهر میشه. اگه از طرفداران بازی Control باشید، این بخش یکی از بهترین قسمتهای بازی برای شما خواهد بود. علاوه بر تغییرات بزرگ داستانی، بعضی از دیالوگها و صحنهها تغییرات ظریف و جدیدی پیدا کردن. نقش Alan Wake توی داستان پررنگتر شده و بازی محتوای جدیدی رو ارائه میده که حتی اگه گیمپلی تغییری نکرده باشه، تجربه رو متفاوت میکنه.
برای طرفداران Remedy که به داستانهای عجیب و پیچیده علاقه دارن، این حالت یکی از بهترین تصمیمات بازیسازها بوده. نسخه Final Draft به شکلی داستان بازی رو کاملتر میکنه که احساس میکنید باید تجربهاش کنید.
شماره ۲: Undertale
بازی Undertale یکی از اون آثاریه که وقتی برای اولین بار تمومش میکنید، حس میکنید چیزی کم داره. پایان استاندارد بازی که بهش پایان خنثی (Neutral Ending) میگن، حس ناقص بودن داره. اما راز بزرگ بازی اینه که پایان واقعی و کامل فقط با بازی دوباره و انجام مسیری به اسم True Pacifist قابل دسترسیه. توی مسیر True Pacifist باید از کشتن تمام دشمنها خودداری کنید. این مسیر داستان رو به شکل چشمگیری گسترش میده، یه سیاهچال نهایی جدید اضافه میکنه، یه باس فایت حماسی ارائه میده و یه پایان واقعاً رضایتبخش به شما میده که داستان رو کامل میکنه.
اما چطور به این پایان برسیم؟ اگه دفعه اول بازی هیچ دشمنی رو نکشتید، میتونید توی دور دوم این پایان رو فعال کنید. این پایان نه تنها تجربه جدیدی ارائه میده بلکه بخشهای داستانی جدیدی هم به شما نشون میده که ارزش تکرار بازی رو چند برابر میکنه. بازی Undertale بازی کوتاهیه، پس دوباره بازی کردنش زیاد وقتگیر نیست. ولی همین چند ساعت اضافه کاملاً تجربه بازی رو تغییر میده و حس میکنید یه بازی کاملاً متفاوت رو انجام دادید.
اگه Undertale رو بدون هیچ دانش قبلی بازی کنید، پایان استانداردش ممکنه کمی ناقص به نظر برسه. پایان خنثی حس ناتمام بودن داره، انگار که چیزی از داستان جا مونده. اما بازی یه راز داره: پایان واقعی یا همون True Pacifist که فقط وقتی قابل دسترسیه که بازی رو دوباره انجام بدین و تمام دشمنها رو ببخشید. حالا چطوری به پایان واقعی برسیم؟ باید همه دشمنها رو در طول بازی ببخشید و هیچکس رو نکشید. بعدش هم باید با همه باسها دوست بشید. این کار، آزمایشگاه واقعی (True Lab) رو باز میکنه که شامل آخرین منطقه بازی و یک باس فایت حماسی و پایان کاملتره.
حتی اگه دفعه اول بازی، چند تا دشمن رو از بین بردید ارزشش رو داره که دوباره بازی و این مسیر رو تجربه کنید. چون پایان True Pacifist بازی رو کاملتر میکنه و حس بهتری به شما میده. مسیر نسلکشی (Genocide) به این معنیه که بعد از این که پایان صلحجویانه رو دیدید، میتونید برعکس عمل کنید و همه چیز رو نابود کنید. این مسیر یه تجربه کاملاً متفاوت از بازی ارائه میده و داستان رو از زاویهای کاملاً جدید نشون میده. این بازی یکی از اون عناوینیه که با هر بار بازی کردن، تجربه متفاوتی به شما میده. داستان کوتاهه ولی تصمیمات شما تاثیر خیلی زیادی دارن و هر بار شما رو به سمت مسیر جدیدی هدایت میکنن.
شماره ۱: Resident Evil 2
بازی Resident Evil 2 یکی از شاهکارهای ژانر ترسناکه که شما رو مجبور میکنه بازی رو با هر دو شخصیت اصلیش بازی کنید. برخلاف نسخه اول این سری که تفاوت بین Chris و Jill خیلی کم بود، اینجا سیستم جدیدی به اسم Zapping System معرفی شده که تأثیر کارهای شما توی اولین دور بازی رو روی دور دوم نشون میده. ولی توی دور دوم چی تغییر میکنه؟ اگه دور اول با Leon بازی کنید و دور دوم با Claire همه چیز تغییر میکنه. جایگاه شروع بازی، زمان ورود Tyrant، جای آیتمها، دشمنها و حتی باسها. برای مثال توی سناریوی A، باس نهایی William Birkin باشه ولی در سناریوی B، Tyrant باس نهایی شماست. توی سناریوی B، پایان بازی هم گسترش پیدا میکنه. شما فرم نهایی Birkin رو توی قطار میبینید و اپیلوگ یا فرجام داستان رو تجربه میکنید. بر خلاف نسخه اول که داستان هر دو شخصیت تقریباً یکسان بود، اینجا تجربه با هر شخصیت کاملاً ارزش تکرار رو داره.
بازیهای اضافه: NieR و NieR Automata
بازیهای NieR و مخصوصاً NieR Automata اساساً بر پایه چندین بار بازی کردن ساخته شدن. برای دیدن کل داستان NieR Automata، باید بازی رو سه بار انجام بدید. اما هر بار که بازی میکنید، تجربه کاملاً متفاوتی خواهید داشت. ولی بازی دوم و سوم چه فرقی دارن؟ توی دور دوم، بازی با یه شخصیت جدید و قابلیتهای هک کردن تغییر میکنه. این تغییرات، صحنههایی رو اضافه میکنه که داستانهای تراژیک دشمنهایی که باهاشون میجنگید رو نشون میده. ولی دور سوم بازی یه چیز دیگهست: داستان کاملاً جدید، قهرمان داستان جدید، باسهای تازه و مکانهای جدید. این دور بازی رو از اساس تغییر میده. نسخه اصلی NieR به اندازه Automata جاهطلبانه نیست ولی با ارائه زمینههای جدید به سایهها (Shadows) و پایان مخفی عجیبش، داستان احساسی قویتری به شما میده. حتی با این که حذف سیو برای گرفتن پایان خاص ممکنه بازیکن رو اذیت کنه ولی ارزشش رو داره که دوباره همه چیز رو تجربه کنید.