۱۰ فیلم برتر ۲۰۲۴

سال ۲۰۲۴ بدون شک یکی از سالهای به یاد موندنی برای دنیای سینما بود. فیلمسازهای قدیمی و کارگردانهای تازهنفس، دست به خلق آثاری زدن که خیلیها رو به وجد آوردن؛ از فیلمهای اکشن نفسگیر گرفته تا آثار درام تأثیرگذار و علمی-تخیلیهای شگفتانگیز، این سال پر بود از فیلمهای متنوع. البته این سال همیشه بخت با سینما یار نبود و آثار بیکیفیت زیادی حتی از کارگردانهای مطرح روی پرده سینما رفت.
توی این مقاله میخوایم ۱۰ فیلم برتر ۲۰۲۴ رو توی یه لیست گردآوری کنیم؛ فیلمهایی که یا نظر مثبت منتقدان رو جلب کردن یا مخاطبان زیادی رو پای پردههای سینما نشوندن.
۱۰. Conclave
فیلم Conclave یه فیلم محصول سال ۲۰۲۴ که مطمئنیم قراره سالها به بقیه پیشنهاد بدیم. ممکنه فرآیند محرمانه انتخاب پاپ جدید توی نگاه اول یه بستر عالی برای یه فیلم معمایی و هیجانانگیز نباشه، اما این موضوع دستمایهای میشه برای خلق اثری پر از تعلیق و شخصیتپردازی عمیق. فیلم به کارگردانی ادوارد برگر (Edward Berger) داستان یه کاردینال محترم و با نفوذ با بازی درخشان رالف فاینس (Ralph Fiennes) رو روایت میکنه که وسط انتخابات پاپ بعدی یه سری رمز و راز رو کشف میکنه و درگیر تار و پود پیچیدهای از اسرار میشه.
رالف فاینس توی این نقش واقعاً شگفتانگیزه؛ یه مرد با ایمان که بین وظیفه، اعتقاد و جاهطلبی گیر کرده و بازیش به قدری قدرتمنده که تا آخر فیلم شما رو با داستان همراه میکنه. بازیگران مکمل هم چیزی کم نمیذارن. فیلم براساس رمان پرفروش رابرت هریس (Robert Harris) ساخته شده و پر از دیالوگهای جذاب و گیراست، اما چیزی که واقعاً تماشاگر رو میخکوب میکنه، فضای پر از تنشیه که از اول تا آخر فیلم حس میکنید.
۹. The Brutalist
فیلم The Brutalist به کارگردانی بریدی کوربت (Brady Corbet)، یه حماسه سینمایی بلندپروازانهست که زندگی لازلو توث (Laszlo Toth)، معمار مجارستانی و بازمانده هولوکاست رو دنبال میکنه؛ کسی که بعد از جنگ جهانی دوم، سعی میکنه توی آمریکا زندگی جدیدی بسازه. داستان فیلم با فرار لازلو (با بازی آدرین برودی) و همسرش ارزِبت (با بازی فلیسیتی جونز) از اروپای جنگزده شروع میشه. اونا به آمریکا میرسن و لازلو با حمایت یه صنعتگر مرموز به نام هریسون لی ون بورن (با بازی گای پیرس) شروع به کار میکنه. اما کمکم متوجه میشه که این حمایت، بهایی داره که باید پرداخت کنه.
نقدها و بازخوردها عموماً مثبت بوده. پیتر بردشاو از گاردین به فیلم پنج ستاره داده و اونو یه حماسه شگفتانگیز و جذاب توصیف کرده که موضوعات مختلف رو ترکیب میکنه که داستانی بهیادماندنی درباره یه مرد فوقالعاده تو آمریکای میانه قرن بیستم بسازه. با این حال بعضی منتقدان هم معتقدن که فیلم توی نیمه دوم تمرکز خودشو از دست میده، ولی همچنان از بازی برودی و سبک بزرگمنشانه فیلم تمجید کردن.
بازیگری آدرین برودی در نقش لازلو توث، اجرایی قوی و تاثیرگذار داره که تحسین منتقدان رو به دنبال داشته. فلیسیتی جونز هم در نقش ارزبت، همسر لازلو، با بازی احساسی و عمیقش، به فیلم ژرفای بیشتری میده. گای پیرس در نقش هریسون لی ون بورن، شخصیت پیچیده و مرموزش رو به خوبی به تصویر میکشه. کارگردانی و سبک بصری بریدی کوربت با استفاده از فرمت VistaVision و فیلمبرداری ۷۰ میلیمتری، تصاویری خیرهکننده خلق کرده که حس و حال سینمای کلاسیک رو زنده میکنه. فیلم با مدت زمان ۳ ساعت و ۳۵ دقیقه و یه وقفه ۱۵ دقیقهای، تجربهای سینمایی گسترده و عمیق ارائه میده.
۸. The Substance
صحبت کردن درباره The Substance یه کم سخته. نه به این خاطر که فیلم بدیه، اتفاقاً جایگاه بالاش توی این لیست نشون میده که چقدر تماشای این فیلم رو پیشنهاد میکنیم. سختی کار اینجاست که این فیلم از اون دسته فیلمهاییه که هرچی کمتر ازش بدونید، تجربه دیدنش قویتر و جذابتر میشه.
البته برای خیلیها زمان فیلم دیدن محدوده و ممکنه قبل از انتخاب یه فیلم، لازم باشه یه اطلاعات کوچیکی ازش داشته باشید. پس اگه باید یه خلاصه از داستان بدونید، فیلم The Substance یه جور افسانه تاریک و پیچیدهست در مورد یه ستاره هالیوودی (با بازی کمنظیر دمی مور) که از دور خارج شده. اون یه ماده مرموز پیدا میکنه که بهش قول میده نسخهای جوونتر و بهتر از خودش (با بازی مارگارات کوالی) رو بهش برگردونه. البته یه شرط مهم هم وجود داره: باید از قوانین خاصی پیروی کنه. این فیلم یه تجربه عمیق و غافلگیرکنندهست که بهتره خودتون بدون هیچ پیشزمینهای اون رو ببینید.
۷. Gladiator II
فیلم گلادیاتور ۲ به کارگردانی ریدلی اسکات، یکی از بزرگترین بازگشتهای سینماییه که توی سال ۲۰۲۴ اکران شد. این دنباله بعد از حدود ۲۴ سال از فیلم حماسی و شاهکار گلادیاتور روی پرده سینما اومده و داستان زندگی لوسیوس (با بازی پل مسکال) رو تعریف میکنه؛ اون پسربچهای که توی قسمت اول دیدیم، حالا بزرگ شده و راه ماکسیموس (با بازی بهیادماندنی راسل کرو) رو ادامه میده.
داستان فیلم با اسارت لوسیوس توسط نیروهای امپراتوری شروع میشه. حالا لوسیوس که به عنوان یه برده به میدون گلادیاتورهای رم فرستاده شده، مجبوره تو این دنیای خشن بجنگه و از اسم و خاطره ماکسیموس الهام بگیره تا هم برای زنده موندن تلاش کنه و هم برای رسیدن به آزادی. در کنارش، کاراکتر دنزل واشنگتن بهعنوان یه شخصیت مرموز به اسم ماکرینوس، چالشهای جذابی به داستان اضافه میکنه و حسابی معادلات رو پیچیدهتر میکنه.
نقدها و بازخوردها از این فیلم تا الان متفاوت بوده. خیلی از منتقدان جلوههای بصری خیرهکننده و صحنههای اکشن فیلم رو تحسین کردن. به خصوص سکانسهای نبرد توی میدون گلادیاتورها که دقیقاً همون حس و حال قسمت اول رو زنده میکنه. اما بعضی منتقدان هم داستان فیلم خیلی خوب ندونستن و معتقدن توی پرداخت شخصیتها و روایت داستان کمکاری شده و خیلی به پای نسخهی اصلی نمیرسه.
پل مسکال تو نقش لوسیوس عالیه و واقعاً کاری کرده که بشه با شخصیتش ارتباط برقرار کرد. در کنارش، دنزل واشنگتن هم با بازی قوی و حضور کاریزماتیک، شخصیت ماکرینوس رو به یکی از بخشهای جذاب فیلم تبدیل کرده. بازگشت کانی نیلسن تو نقش لوسیلا هم حس نوستالژی فیلم رو تکمیل و داستان رو عمیقتر کرده. کارگردانی و جلوههای بصری مثل همیشه تو کارهای ریدلی اسکات بینظیره. طراحی صحنهها، نبردهای حماسی و فضاسازی نسبتاً دقیق رم باستان، یکی از نقاط قوت اصلی فیلمه که تماشاگر رو توی خودش غرق میکنه.
۶. Alien: Romulus
اول از همه باید اعتراف کرد که به عنوان طرفدار پروپاقرص مجموعه Alien، این فرنچایز از بهترین مواردیه که توی دنیای سینما وجود داره و حتی فیلمهای ضعیفتر این سری هم هنوز جذاب و دیدنی هستن. اما وقتی تعصبها رو کنار بذاریم بازم Alien: Romulus یه دنباله درست و حسابی برای این مجموعهست.
البته حتی به عنوان یه طرفدار دو آتیشه هم باید قبول کنیم که فده آلوارز (Fede Álvarez)، کارگردان فیلم یه کم زیادی توی بخشهایی طرفدارها رو تحویل گرفته و اضافه کردن یه دیپ فیک از ایان هولم (Ian Holm) شاید تصمیم هوشمندانهای نبود. ولی راستش، وقتی تقریباً همه چیز دیگه توی فیلم قابل قبوله، میشه از چند تا فلش بک کلیشهای چشمپوشی کرد. تازهواردها مثل کیلی اسپینی (Cailee Spaeny) و دیوید جانسون (David Jonsson) ثابت میکنن که میتونن تا حدودی بار سنگین این فرنچایز نمادین رو به دوش بکشن. و نکته مهمتر این که بالاخره زنومورف (Xenomorph) دوباره به هیولایی ترسناک و دلهرهآور تبدیل شده. علاوه بر اینها، طراحی صحنهها بینظیره و پر از ارجاعهای ظریف به بازی Alien: Isolation. آخر فیلم هم یه حرکت بزرگ و جسورانه از طرف کارگردان بود که تجربه تماشای فیلم رو تکمیل میکنه.
۵. Furiosa: A Mad Max Saga
فیلم Furiosa: A Mad Max Saga به کارگردانی جورج میلر، پیشدرآمدی بر فیلم Mad Max: Fury Road به حساب میاد که توی سال ۲۰۲۴ اکران شد. این فیلم به گذشته شخصیت فیوریوسا میپردازه و داستان او رو از دوران کودکی تا تبدیل شدن به جنگجویی سرسخت توی دنیای پسا-آخرالزمانی روایت میکنه.
داستان فیلم با ربوده شدن فیوریوسا (با بازی آنیا تیلور-جوی) به دست گروهی موتورسوار به رهبری دمنتوس (با بازی کریس همسورث) شروع میشه. فیوریوسا به دنیای خشن و بیرحمی کشیده میشه که توی اون باید برای بقا بجنگه و راه خودش رو پیدا کنه. توی این مسیر، فیوریوسا با چالشهای متعددی مواجه میشه که اون رو به جنگجویی بیبدیل تبدیل میکنه.
نقدها و بازخوردها نسبت به فیلم متفاوت بوده. بعضی از منتقدان از اجرای آنیا تیلور-جوی تمجید کردن و اون رو در نقش فیوریوسا قانعکننده دونستن. همچنین، کریس همسورث در نقش دمنتوس به عنوان یکی از بهترین نقشهای منفی سینما معرفی شده. با این حال، بعضی دیگه از منتقدان به ضعف توی عمق داستان و تکراری بودن صحنههای اکشن اشاره کردن. برای مثال، استفانی زاکارک از مجله تایم معتقده که فیلم بیشتر به نمایش جلوههای بصری پرداخته و از دیدگاه خلاقانه بهرهای نبرده.
عملکرد این فیلم توی گیشه که با بودجهای حدود ۳۵۰ تا ۳۷۵ میلیون دلار ساخته شد، تنها حدود ۱۷۲.۸ میلیون دلار به صورت جهانی بود که یک شکست محسوب میشه. بعضی تحلیلگران این عملکرد ضعیف رو به محدودیت جذابیت فرنچایز و همچنین استقبال کمتر از پیشدرآمدها به طور کلی نسبت میدن.
۴. Inside Out 2
فیلم Inside Out 2 که توی سال ۲۰۲۴ اکران شد، ادامهای بر انیمیشن محبوب پیکسار از سال ۲۰۱۵ به حساب میاد. این بار، رایلی ۱۳ ساله شده و با چالشهای دوران نوجوانی دستوپنجه نرم میکنه. توی این قسمت، احساسات جدیدی مثل اضطراب (با صداپیشگی مایا هاک)، حسادت (با صداپیشگی آیو ادبری)، خجالت (با صداپیشگی پل والتر هاوزر) و بیحوصلگی (با صداپیشگی آدل اگزارکوپولوس) به جمع احساسات قبلی مثل شادی، غم، خشم، ترس و نفرت اضافه شدن.
داستان فیلم حول تغییرات زندگی رایلی میچرخه؛ از ورود به دبیرستان گرفته تا تلاش برای جا افتادن توی تیم هاکی جدیدش. این تغییرات باعث میشه احساسات جدیدی توی ذهنش شکل بگیره و تعادل قبلی رو به هم بزنه. حالا احساساتی مثل شادی و غم باید با این تازهواردها کنار بیان و به رایلی کمک کنن که با چالشهای جدید روبهرو بشه.
نقدها عموماً مثبت بودن. منتقدان از داستان قابل ارتباط، اجرای فوقالعاده صداپیشهها و انیمیشن زیبا تعریف کردن. البته بعضیا معتقدن که فیلم به اندازه قسمت اول شگفتانگیز یا خندهدار نیست، ولی همچنان دنبالهای ضروری و ارزشمنده. بهطور خاص، مایا هاک در نقش اضطراب حسابی درخشیده و تونسته حس نگرانیهای دوران نوجوانی رو به خوبی منتقل کنه.
انیمیشن هم مثل همیشه تو بالاترین سطحه. جزئیات فانتزی و طراحیهای خلاقانه احساسات جدید، دنیای ذهن رایلی رو جذابتر کرده. هر احساس با طراحی منحصربهفردش، شخصیتپردازی قوی داره که به درک بهتر اونا کمک میکنه. پیام فیلم مثل قسمت اول، روی اهمیت تجربه و پذیرش همه احساسات تأکید داره. این بار، با ورود احساساتی مثل اضطراب و حسادت، فیلم نشون میده که حتی احساسات منفی هم نقش مهمی توی رشد و بلوغ دارن و باید بهشون توجه کرد.
۳. Wicked
فیلم Wicked به کارگردانی جان ام. چو یکی از موردانتظارترین فیلمهای سال ۲۰۲۴ بود که اقتباسی از موزیکال معروف برادوی به همین اسمه. این فیلم قراره ما رو ببره به دنیای جادوگر شهر اُز، اما اینبار از دید دو شخصیت مهم: الفابا، جادوگر سبزپوست بدنام، و گلایندا، جادوگر مهربون از شمال. داستان فیلم بیشتر درباره دوستی عجیب و غریب این دو نفره که وسط کلی اتفاقات دراماتیک و فانتزی شکل میگیره.
سینتیا اریوو در نقش الفابا و آریانا گرانده در نقش گلایندا فوقالعاده ظاهر شدن. صدای بینظیرشون توی آهنگهای معروف مثل Defying Gravity و Popular مخاطب رو میخکوب میکنه. صحنههای موزیکال فیلم خیلی خوب از آب در اومدن و حس و حال اجراهای زنده برادوی رو بهخوبی به سینما منتقل میکنه. نکته جالب فیلم، اینه که خیلی به نسخه اصلی موزیکال وفاداره و همین باعث شده حسابی دل هوادارای قدیمی رو به دست بیاره.
از لحاظ بصری هم فیلم واقعاً خیرهکنندهست. طراحی صحنهها، از شهر زمرد گرفته تا لباسهای فانتزی و پر زرقوبرق، همه چیز مثل یه تابلوی نقاشی جذابه. جان ام. چو با استفاده از تکنیکهای سینمایی مدرن و نماهای پرجزئیات، تونسته حال و هوای جادویی داستان رو به بهترین شکل خلق کنه.
خیلیها فیلم رو بهخاطر وفاداری به نسخه برادوی و بازیهای خوب تحسین کردن، اما بعضی از منتقدان میگن فیلم از نظر داستانگویی یه جاهایی کُند پیش میره و نمیتونه به اندازه کافی عمیق بشه. مثلاً به نظر بعضی از منتقدان، رابطه بین الفابا و گلایندا میتونست بهتر پردازش بشه. با این حال، اجرای آهنگها و فضاسازی فیلم به قدری جذابه که این نقصها چندان به چشم نمیاد. در کل، Wicked یه فیلم پر زرق و برق و دیدنیه که هم برای طرفدارای قدیمی موزیکالها جذابه و هم برای کسایی که تازه میخوان با این داستان آشنا بشن. موسیقی قوی، جلوههای بصری عالی و اجرای خوب بازیگرها، این فیلم رو به یه تجربه سرگرمکننده و جادویی تبدیل کرده.
۲. Deadpool & Wolverine
فیلم ددپول و ولورین یکی از مورد انتظارترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول (MCU) بود. این فیلم هم سومین حضور ددپول توی سینماست و هم اولین باریه که ددپول رسماً وارد دنیای مارول میشه. اما نکتهای که بیشتر از همه هوادارا رو هیجانزده کرد، بازگشت هیو جکمن در نقش ولورین بود. بعد از فیلم لوگان که سال ۲۰۱۷ اومد، همه فکر میکردن دیگه ولورین رو نمیبینن، ولی این فیلم یه برگشت هیجانانگیز و غیرمنتظره بود.
داستان فیلم از جایی شروع میشه که ددپول (با بازی رایان رینولدز) دنبال ولورین میگرده. ماجراها وقتی پیچیده میشه که ددپول با بقایای نابود شده ولورین روبهرو میشه و در همین حین، نیروهای TVA (همون سازمان رسیدگی به تناقضهای زمانی که توی سریال Loki معرفی شد) تعقیبش میکنن. برای حل ماجرا، ددپول یه سفر زمانی میره و به خط زمانی دیگهای میرسه که یه نسخه افسرده و خسته از ولورین رو پیدا میکنه. این ولورین دیگه اون قهرمان قدیمی نیست و همین موضوع چالشهای زیادی برای همکاری این دو نفر بهوجود میاره.
نکات مثبت فیلم خیلی زیاده. رابطه بین کاراکترهای رایان رینولدز و هیو جکمن یکی از قویترین بخشهای فیلمه. تعامل این دو نفر پر از طنزهای بامزه و لحظات اکشن نفسگیره. سکانسهای اکشن فیلم، مخصوصاً توی شروع کار، واقعاً دیدنیه و همون سبک اکشن-کمدی خاص ددپول رو حفظ کرده. بعضی منتقدان هم از ارجاعهای نوستالژیک فیلم به کمیکهای قدیمی تعریف کردن و گفتن که این فیلم هم برای طرفدارای قدیمی و هم تازهواردها جذابه.
البته فیلم بینقص هم نیست. یه سری نقدها به فیلمنامه و عمق داستانی وارد شده. بعضیا میگن که فیلم زیادی به شوخیها و جلوههای ویژه وابستهست و به جای اینکه شخصیتپردازیها رو توسعه بده، فقط دنبال سرگرم کردن مخاطبه. همین باعث شده بعضی از تماشاگرها فکر کنن فیلم نسبت به قسمتهای قبلی ددپول، یه قدم عقبتره. با این حال، استقبال از فیلم خیلی خوب بوده و توی گیشه هم فروش فوقالعادهای داشته. این فیلم تونسته توی لیست پرفروشترین فیلمهای ردهبندی بزرگسال قرار بگیره و ثابت کنه که ترکیب ددپول و ولورین یه ترکیب برندهست.
۱. Dune: Part Two
انتخاب تلماسه: قسمت دوم به عنوان بهترین فیلم ۲۰۲۴ خیلی حرکت خلاقانهای نیست ولی بعضی وقتها واضحترین انتخاب، درستترین انتخابه. دنباله دنی ویلنوو (Denis Villeneuve) از همون لحظه اول، که واقعاً خیرهکننده بود، توجه همه رو به خودش جلب میکنه و تا دو ساعت و نیم بعد هم بیننده رو سر جاش نگه میداره.
به طور کلی توصیف همه خوبیهای فیلم دوم تلماسه توی چند پاراگراف کار آسونی نیست و راستش کار درستی هم نیست. قسمت دوم تلماسه از اون فیلمهای نادریه که اونقدر همهچیزش عالیه که نمیدونیم باید از کجا شروع کنیم. به طور خلاصه باید گفت که لیست بازیگرها شگفتانگیزه و همگی بهترین بازی خودشون رو به نمایش گذاشتن، ولی چیزی که واقعاً بینندگان رو توی دومین بخش از حماسه تلماسه به خودش جذب کرده، مقیاس بزرگ این فیلمه. توی این چند سال، بلاکباسترهای هالیوود به طرز عجیبی کوچیک و کم مایه به نظر میرسیدن (معمولاً به خاطر استفاده بیش از حد از CGI که باعث میشه همهچیز غیرواقعی و مصنوعی به نظر برسه) ولی این فیلم اصلاً چنین مشکلی نداره و برعکس استفاده از جلوههای ویژه کامپیوتری و فیزیکی رو به بالاترین سطح رسونده.